السيد محمد حسين الطهراني
17
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب
آورده چنان متوغّل در آيات سبحانيّه مىگردد كه بحث و تفكّر و قرائت و تلاوت و تفسير و تحليل و تأويل آيات قرآن براى ايشان از هر ذكرى و فكرى عالىتر و تدبّر در آنها از هر قياس و برهانى دلپذيرتر و مسرّتبخشتر مىگردد ، و كأنّه غير از تعبّد محض در مقابل صاحب شريعت غرّاء و اوصياى گرامش هيچ ندارد . دوست مكرّم و سرور ارجمند مهربانتر از برادر ما مرحوم آية اللّه شيخ مرتضى مطهّرى - رضوان اللّه عليه - كه سابقهء آشنائى ما با ايشان متجاوز از سى و پنج سال است ، پس از يك عمر درس و بحث و تدريس و خطابه و كتابت و موعظه و تحقيق و تدقيق در امور فلسفيّه ، با ذهن رشيق و نفس نقّاد خود بالاخره در اين چند سالهء آخر عمر خود بالعيان دريافت كه بدون اتّصال به باطن و ربط با خداى منّان و اشراب دل از سرچشمهء فيوضات ربّانيّه ، اطمينان خاطر و آرامش سرّ نصيب انسان نمىگردد ، و هيچگاه نمىتواند در حرم مطهّر خدا وارد شود يا گرداگرد آن طوف كند و به كعبهء مقصود برسد . و چون شمعى كه دائما بسوزد و آب شود ، يا پروانهاى كه خود را به آتش زند ، و همانند مؤمن متعهّدى كه شوريدهوار دلباخته گردد و در درياى بىكرانهء ذات و صفات و اسماء حضرت معبود فانى گردد و وجودش به سعهء وجود خدا متّسع شود قدم راستين در مضمار اين ميدان نهاد . بيدارى شبهاى تار و گريه و مناجات در خلوت سحرگاه و